تاریخچه نقاشی روی پارچه چندان روشن نیست، اما آنچه مسلم است این است که با قالب های چوبی روی پارچه طرح هایی میساختند.انواع هنر گلدوزی روی پارچه یکی از ظریف ترین و زیباترین هنر هایی است که زنان در تهیه آن مهارت خاصی دارند. گلدوزی و قلاب بافی از دیرباز رایج بوده و هنرمندان با سوزنها و نخهای ابریشمی رنگی و الیاف طلا و نقره نقوش بسیار زیبا و مطلوبی از گل و برگ و نقوش انسانی و حیوانی روی پارچه میآفرینند.
هنرمندان زن هیچ سابقه ای وجود ندارد که نشان دهد هنرمندان ماقبل تاریخ چه کسانی بودند، اما بسیاری از مطالعات انجام شده توسط انسان شناسان اولیه و انسان شناسان فرهنگی نشان میدهد که زنان اغلب صنعتگران اولیه در فرهنگ های نوسنگی بوده اند، جایی که آنها سفال، منسوجات، سبد، نقاشی های سطحی و جواهرات را خلق می کردند. همچنین، آنها معمولاً در پروژه های بزرگ همکاری می کردند.
گلدوزی انواع مختلفی دارد که به چند نمونه اشاره می کنیم:
خاتمی. نوعی گلدوزی که در ایران بسیار رایج است و به خاتمی معروف است. شامل تعدادی پارچه با نقش و رنگ های مختلف است که هنرمند با مهارت خاصی روی پارچه می دوخت و سپس دوخت ها را با ابریشم رنگارنگ می دوخت. این نوع کار از نظر ظرافت و زیبایی شبیه به شال های کشمیری است.
گلدوزی نوع دیگر آن استفاده از پولک دوزی است که روی پارچه دوخته می شود و یا استفاده از گل و نقش با نخ ابریشم با نخ های طلا و سیم که روی پارچه های نفیس دوخته می شود. این روش به نوع دیگری از گلدوزی نیز اشاره دارد که با نوارهای فلزی باریک روی پارچه طراحی می شود.
پیله دوزی و فیتیله دوزی. گاهی بر روی پارچه ابریشمی یا مخملی با نخهای گلابتون یا نخهای ابریشمی رنگی گلدوزی می شود. در پیلهدوزی، نقشها کوچکتر و ظریفتر هستند. اما وقتی نقش و خطوط بزرگتر می خواهند، ابتدا یک لوله بلند نخ یا پارچه دقیقاً مانند فتیله طبق نقشه روی پارچه می گذارند و با نخ های طلا و نقره روی آن می دوزند که به آن فتیله دوزی می گویند. یعنی نقوش بزرگ و برجسته به نظر می رسند.
آجیده دوزی یعنی بخیه و دوخت; به این ترتیب که فضای بین پارچه و آستر را با یک لایه پنبه یا پشمی قرار می دهند تا ضخیم شود و سپس پارچه اصلی را دوخته می شود و به همین دلیل ضخامت و وجود لایه و فرورفتگی ها. از سوزن، نقوش، توخالی و برجسته به نظر می رسد, در این مقاله به هنر دس زنان ترکمن پرداخته شده است.

سوزن دوزی ترکمن
یکی از زیباترین و ظریف ترین صنایع دستی که توسط زنان ترکمن ساخته شده است. اینکار دستی نوعی گلدوزی با نقوش برجسته از دوخت های زرد و مشکی است که معمولاً روی پارچه های قرمز پررنگ می کشند. این صنعت به «کشته» یا «سیاه دوزی» نیز معروف است و بر اساس اسناد تاریخی قدمت آن به سکاها می رسد.
نخ اصلی سوزن دوزی ابریشم است اما در برخی مناطق از نخ های پشمی و اکریلیک استفاده می شود. نام سیاه دوزی که در لغت به معنای سیاه دوزی است به رنگ نخ ابریشم که مهمترین بخش این هنر سنتی را تشکیل می دهد، اشاره دارد. سوزن دوزی مراحل مختلفی دارد مانند تهیه لایه های پارچه و دوخت دوخت، تعیین محدوده طرح، ریسندگی نخ، سیاه دوزی که با نخ ابریشم مشکی دوخت می کند، الوان دوزی که رنگارنگ می شود. کوک به سیاه دوزی دانه دوزی و سفید دوزی زنان ترکمن برای تهیه سیاه دوزی پارچه های قرمز انتخاب می کنند.
هر دو رنگ و نقش این هنر، ریشه در باورها، سنت ها و فرهنگ این منطقه دارد و هر کدام معنایی نمادین دارند. نقوش بیشتر هندسی و متقارن است و برای ساخت آنها از نخ های رنگ شده طبیعی استفاده شده است. این گلدوزیها را میتوان برای انواع لباسهای سنتی مانند «چاربه»، نوعی لباس کوتاه، «کورته»، لباس بلند، «چکمان» که لباس مردانه است، کتی به نام «چابیت» و نوعی سرپوش به نام. "بوروک".
علاوه بر این، امروزه از پارچه هایی که بر روی آنها سوزان وجود دارد، می توان برای تزئین لبه ها، یقه، دستبند، نیم تنه، شلوار و همچنین کیف و کوسن استفاده کرد. سیاه دوزی در دوره قاجاریه برجسته بود. برخی از محصولات این صنعت مانند شلوار ترکمنی جزء جدانشدنی جهیزیه دختران ترکمن بوده است. برخی از دوخت هایی که در سوزان دوزی استفاده می شود عبارتند از: کوژمه، پر یا پر، ساغه دوزی، قیما و ایلامه. نقوش سیاه دوزی نمادهای انتزاعی محیط طبیعی مانند گل نقش یا نوعی گل، ساری ایچیان، قیموغ، برمه چیگین، قوچان، تیرانا برون، چارقمغ است. و ... امروزه بسیاری از زنان ترکمن در شهرهایی مانند گنبدکاووس، بندرترکمان، گمیشان، آق قلا و کلاله مشغول تمرین سوزان دوزی هستند.

ترکمن دوزی گلستان
یکی از زیباترین و ظریف ترین صنایع دستی استان گلستان است که توسط ترکمن ها ساخته شده است. ترکمن ها قومیتی هستند که در شرق استان مازندران و شمال خراسان و همچنین در ترکمنستان و شمال غرب افغانستان زندگی می کنند. زنان ترکمن آستین، شلوار، دور یقه و جلو را گلدوزی می کنند و روی لباس های خود نقش پراکنده ای می دوزند. این هنر قدمتی طولانی دارد. گلدوزی مصور ترکمنی از زمان سکاها (قرن هفتم قبل از میلاد تا قرن سوم قبل از میلاد) رایج بوده و در سایر دوره ها همراه با سایر روش های دوخت بسیار مورد استفاده قرار می گرفته است.
ترکمن دوزی در قدیم روی ابریشم مشکی بود و نقش آن تمام زمینه را می پوشاند که معمولاً به روش خاصی با برگ دوخته می شد. نقوش مورد استفاده در دوزی ترکمن شامل ترنج، شمسی (آفتابگیر)، نقوش هندسی، گل و پرنده و غیره است. پارچه های مورد استفاده در دوزی ترکمنی بیشتر پارچه های ابریشمی، نخی و پشمی به رنگ های مشکی، لاجوردی، زرد و قرمز است.
نخهای مورد استفاده در ترکمن دوزی نخ های ابریشمی رنگی در رنگ های لاجوردی، شرابی، زرد، سفید، سیاه، آبی، سبز و نارنجی است. دوزی ترکمنی بیشتر برای تزیین لباس در نقاط مختلف ترکمن صحرا استفاده می شود. لبه یقه و همچنین لبه آستین با نقوش ظریف و ساده گلدوزی شده است. ارتفاع این لباس ها به زیر می رسد. نقشهای متداولی که به صورت هنرمندانه روی شلوار دور مچ پا و همچنین دور کلاه زنانه گلدوزی میشود عبارتند از: گره، پنجه مرغ، گل، ساعت شنی و غیره. دختران این منطقه تا زمان ازدواج کلاه دوزی بر سر می گذارند و حتی پس از ازدواج نیز کلاه هایی بر سر می گذارند که با نخ ابریشمی به رنگ های قرمز، زرد، آبی و مشکی گلدوزی شده است.

جاجیم بافی (استان گلستان)
جاجیم به قالیچه ای دستبافت با نقوش رنگارنگ، راه راه یا لوزی گفته می شود که در گذشته به عنوان پوشش کرسی استفاده میشده است. بسیار شبیه به پلاس و گلیم است، اما بافت پلاس شامل پارچه های رنگارنگ اضافی است که در جاجیم با نخهای پشمی ظریف و رنگارنگ جایگزین میشود. تفاوت جاجیم و گلیم در این است که جاجیم بر روی چهار بافنده جدا بافته می شود و سپس به یکدیگر متصل می شوند. تارهای آن بیشتر از تارهای گلیم بافی است و از آنها نیز ریزتر است. نخ تار در جاجیم بافی رنگارنگ است که به نقش نهایی ادغام شده است. جاجیم شمع ندارد و دو طرف آن قابل استفاده است. عشایر عادت دارند از جاجیم به عنوان پوشش خود استفاده کنند.
آن پوشش را جی جم به معنای «محل همه» نامیدند که برای تلفظ آسانتر به تدریج به جاجیم تبدیل شد. تار جاجیم از پشم های رنگارنگ و البته گاهی از ابریشم های رنگارنگ درست می شود. از آنجایی که وفت ها در محصول نهایی پنهان می شوند، معمولاً از نخ های پنبه ای سیاه یا خاکستری ساخته می شود. یکی دیگر از تفاوت های جاجیم با بقیه بافته ها، تار آن است که بر خلاف سایر هنرهای دستباف در محصول نهایی نمایان است. بافت جاجیم متراکم است و تارهای آن آویزان است که جلوه ای برای آن به ارمغان میاورد. برای بافتن جاجیم، بافندگی را در جای پهن می ایستندوتا وسط تار را بالا میاورند ، سپس شروع به جدا کردن تارها میکنند تا برای بافتن آماده شوند. جاجیم معمولاً به طول 10 تا 15 متر و عرض 15 تا 25 سانتی متر بافته می شود.
پس از اتمام مراحل بافت، قطعات مورد نظر از طریق برش و اتصال جیم های آماده شده درست می شود. جاجیم بافی در اکثر مناطق روستایی ایران رواج دارد اما از نظر ترکیب رنگ یا نخ و ظرافت انگیزه در هر منطقه کمی متفاوت است. از مناطق معروف گلستان می توان به روستای زیارت اشاره کرد. سال هاست که جاجیم بافی از مادران به دختران به ارث رسیده است. امروزه از جاجیم به عنوان سجاده، سجاده، رومیزی، روکش کرسی، روکش مبل، درب منزل و یا به صورت ترکیبی با چرم در تولید آثار چرمی استفاده می شود.

ابریشم بافی گلستان یکی از صنایع پر رونق و مهم این استان است که قدمتی طولانی دارد. گزارش های تاریخی حاکی از آن است که این منطقه و شهر گرگان یکی از مراکز اصلی تولید ابریشم در دوره صفویه بوده است. مناطق مختلف استان از جمله رامیان، مینودشت و ترکمن صحرا امروزه در تولید ابریشم مطرح هستند. ابریشم بافی فرآیندی است که با پرورش کرم ابریشم آغاز می شود و با بافت محصولات ختم می شود. تولید و رنگرزی نخ نیز فازهای میانی این فرآیند را تشکیل می دهد.
الیاف ابریشم، رنگ، نخ های طلا و نقره مواد اولیه صنعت ابریشم بافی دستی در استان گلستان است. در این استان پارچه های ابریشمی به سبک پارچه های ابریشمی چینی بافته می شود. الیاف ابریشم تار یا پود پارچه و نخ تار چهار یا پنج رشته است. از ابریشم جفت به عنوان پود نیز استفاده می شود. نخ های طلا و نقره نقش تزیینی در پارچه دارند.
ابریشم بافی در استان گلستان بر روی دست بافی انجام می شود. بافندگی غلتکی چوبی است که نخ ابریشم را محکم نگه می دارد و با پیچاندن تار دور آن و چیدن تارها برای بافندگی چارچوب اصلی در بافت پارچه ابریشمی را تشکیل می دهد. همچنین دارای قطعات و ابزارهای دیگری به نام غلتک، پدال، شانه، قرقره و پدال است.
برای به دست آوردن ابریشم و تولید الیاف برای بافت، ابتدا پیله های کرم ابریشم را در دیگ آب جوش ریخته و مخلوط می کنند تا انتهای نخ ها پیدا شود. سپس ابریشم تمیز، پیچانده شده و به نخ تبدیل می شود. مرحله بعدی سفید شدن ابریشم به کمک خاکستر است که پس از آن این نخ های ابریشم سفید وارد مرحله رنگرزی می شود. آبی، قرمز، سبز و مشکی رنگ های رایج در صنعت ابریشم بافی هستند. امروزه برای رنگرزی الیاف ابریشم از رنگ های شیمیایی استفاده می شود اما در گذشته این کار با کمک رنگدانه های طبیعی گیاهی مانند ریواس، پوست گردو، پوست انار و ... انجام می شد. رنگهای گیاهی برای ابریشم بافی از پایداری، درخشندگی و کیفیت بسیار بالایی برخوردار بود که امروزه به دلیل گرانی قابل استفاده نیست.
در مرحله اول ابریشم بافی، آماده سازی بافندگی یا اصطلاحاً تار بافی ضروری است. برای پارچه های ابریشمی از روش چله دوانی و قرقره استفاده می شود. هر 80 نخ تار در نظر گرفته می شود و برای بافت پارچه از دستگاه بافندگی استفاده می شود که 10 تار روی آن سوار می شود. رشته ها از آبشش ها و بین دندانه های شانه عبور می کنند. سپس بافت پارچه ابریشمی توسط بافنده با فشار دادن پدال آغاز می شود. این کار باعث باز شدن نخ ها می شود و اجازه می دهد پارچه از آنها عبور کند. بافنده پس از گذراندن یک ردیف پود، پارچه را محکم به پود می زند و سپس مرحله قبل تکرار می شود. این کار بر اساس یک الگوی از پیش طراحی شده انجام می شود.
اگرچه ابریشم بافی در استان گلستان از سبک کلی پیروی می کند، اما تفاوت های جزئی بین طرح و رنگ محصولات در نقاط مختلف استان وجود دارد. به عنوان مثال بافت های ترکمن بیشتر راه راه و حاشیه دار هستند اما بافندگان رامیان و مینودشت طرح های چهارخانه و حاشیه را ترجیح می دهند.
پارچه های ابریشمی بسیار مورد استفاده قرار می گیرند. از این پارچه ها برای دوخت لباس های تمام ابریشم، روسری، شال، چادر، روبان ابریشمی، دستمال، حوله، رومیزی و ... استفاده می شود که البته امروزه به دلیل گرانی ابریشم دستبافت، استفاده از این پارچه ها برای استفاده روزانه به ندرت رایج است. به همین دلیل بیشتر برای مراسم های خاص مانند عروسی از پارچه های اصل استفاده می کنند. تنها در مناطق ترکمن نشین به دلیل اهمیت بالای حفظ سنت ها و آداب و رسوم، استفاده گسترده از این پارچه ها همچنان رواج دارد.
امروزه بافندگان مختلف در نقاط مختلف استان گلستان به این هنر سنتی، اصیل و گرانبها مشغول هستند. در شهرستانهای رامیان و مینودشت بخشهایی از ترکمنهای صحرا از جمله روستاهای نزدیک کلاله مانند بایندر، پیشکمر، کازان غیه، شرلاق، دلی بوخاج و در منطقه جرگلان، روستای حصارچه تا باقلاق ، تعداد زیادی از زنان مشغول هستند. در ابریشم بافی روستاهایی مانند النگ، شاهکوه و سرکلاته (کردکوی) نیز تا حدی در این صنعت فعال هستند.

فرش گلستان (ترکمن).
رایج ترین صنایع دستی استان گلستان قالی بافی است که بیشتر توسط زنان ترکمن انجام می شود. فرش، قالیچه و قارچین (کیف دستی و کوله پشتی) یکی از مرغوب ترین محصولات ترکمنستانی است که ذوق و خلاقیت سازندگان آن را به نمایش می گذارد. جزئیات و دقت به کار رفته در این محصولات منجر به شاهکارهای بسیار زیبایی می شود.
فرش های ترکمن معمولاً بر روی بافندگی افقی و به رنگ قهوه ای تیره بافته می شود. تقریباً همه خانوادههای ترکمن دارای ماشین بافندگی هستند و فرش بخش عمدهای از درآمد آنها را تشکیل میدهد. نقوش و نقش ها در هر قبیله متفاوت است. آنها بر اساس تخیل و حافظه بافندگان طراحی شده اند و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شوند. برخی از رایجترین نقوش گلهای کوچک یا بزرگ، توتم پرندگان، غفاسه گول و مار گل (مدالیونمانند) و دیگر نقوش خاص هر قبیله است. محققین بیش از 800 نقوش ترکمنی را شناسایی کرده اند. گول نقوش اصلی فرش ترکمنی و لانه نمادین پرندگان است. این یک شکل الماس است، لانه، جایی که تخم ها گذاشته شده، جوجه ها بیرون آمده اند و زیر بال های مادر خود پنهان می شوند. در دو طرف الماس، سر پرنده مادری را می بینیم که مراقب لانه است. اغلب فرشهای این منطقه یک حاشیه بزرگ و بسیاری از فرشهای کوچکتر دارند. بزرگترین حاشیه «اعلام» نام دارد. در گویش محلی ترکمنی این کلمه به معنای رنگین کمان است. در بین اعلم نقش درختی به نام «داغ داران» را می بینیم. در فرهنگ مردم ترکمن این درخت را مقدس می دانند و توتم ها را از چوب درخت داغ داران می برند و به عنوان طلسم برای مقابله با آسیب یا مرگ استفاده می کنند. تک تک طرحها و نقشهای این فرشها ارتباط عمیقی بین مردم این منطقه و باورهایشان با طبیعت ایجاد میکند.
شروعی جدید برای رشد برند شخصی یا کسبوکارت — در ارم بلاگ
مشاهده